تبليغاتX
آموزش قدم به قدم تکنو
نرم افزار تبدیل عکس به کاریکاتور
نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار
6000 کتاب فارسی الکترونیکی
اموزش زبان انگلیسی extra
اموزش زبان انگلیسی extra
دانستنی های ازدواج
اس ام اس جدید::عاشقانه::سرکاری::فلسفی

زن امروزی - شعر طنز

زن چو ویروس است و کارش همچو او  

در جهان بدتر ز او ویروس کو

 

آنفولانزا را بگیر از نوع A(اِی)

 زن مگیر اما که میریزی ز پی

 

بایدت دوری ز این ویروس ، مرد 

پیشگیری بهتر از درمان درد

 

دیگر آرامش نداری لحظه ای

گر که با او تا ابد پیوسته ای

 

چون که همدم گرددت در زندگی

جیبت اسکن کرده با دیوانگی

 

ریشه خواهد زد درون سیستمت

می دهد هر روز و شب زجر و غمت 

 

گر که لبخندت به یک آن نیست شد

دان که از فایل غمش تکثیر شد

 

هرچه داری بر سرت موی سیاه

او دلیتش کرده تا پایان ماه

 

گر که کاری میکنی بی اختیار

چو مخت گشته ادیت از دست یار

 

آخر آری ، هنگ کردن کار توست

نصب ویندوزی دگر فرجام توست

 

نصب ویستا را اگر بیگانه ای

کیس بر دوشت که جویی چاره ای

 

بهترین ویروسیاب اندر زمین

کی بود یارای ویروسی چنین 

 

باید آن ویروس را دردی دهی

با سیاست های خود مرگی دهی

 

فوق فوقش سیستمت را آب کن

رو کافی نت عمر خود را حال کن  

 

کس نبیند خوبی از ویروس ها

آن هم از نوعی که هست این روزها 

 

اندر این ورژن وفا هم نیست ، نیست

مثل لیلی نزد مجنون کیست ، کیست (اینم یه مصرع عشقولونه)

 

پس اگر زن خواهی  و پولت نیاز

حق بده گویم شده گوشت دراز

ارسالی از ادبیات.کام

+ نوشته شده در  88/08/06ساعت 19:22  توسط محمد  | 

جوک های دسته اول

از یه تركه می‌پرسند: چهار شیش تا؟ تركه یه كم فكر می‌كنه، مغزش رگ به رگ میشه!

----------------

لره با تركه دعواش میشه، تركه یه سنگ بزرگ بر می‌داره پرت می‌كنه طرف لره، لره می‌پره هد می‌زنه!

----------------

تركه سوار یه خر بوده داشته می‌رفته، یه نفر خیلی بهش نگاه می‌كنه، تركه میگه: چیه؟ تا حالا خر دوطبقه ندیدی؟

---------------

ادامه جوکها در ادامه متن ...



 دو تا ماشین با هم تصادف می‌كنند و دست بر قضا، یكیشون ترك بوده. افسر میاد و می‌پرسه: كدومتون مقصر بودید؟ تركه میگه: والله من خواب بودم، ندیدم مقصر كی بود!


غضنفر میره امتحان راهنمایی و رانندگی بده، ازش می‌پرسن: یه نیسان، یه اتوبوس، یه ماشین آتش نشانی و یه دوچرخه، سر یه چهارراه هستند، كدوم اول باید بره؟ عضنفر میگه: نیسان اول باید بره، بهش میگن خوب فكر كن! ماشین آتش نشانی در حال ماموریته! میگه: خوب نیسان اول باید بره! بهش میگن: یه كمی بیشتر فكر كن! غضنفر كلی فكر می‌كنه بعد میگه: اول ماشین آتش نشانی، بعد اتوبوس، بعد دوچرخه! میگن: پس نیسان چی شد؟ میگه: كجایی بابا، نیسانه همون اول گازشو گرفت رفت! 


یه روز تو قزوین نماز جمعه برپا شده بود، بعد از اتمام نمازجمعه همه به هم دست میدن و میگن: خیلی حال داد، هفته دیگه هم حتما بیایین


ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟ 


قزوینیا به فرهنگستان زبان فارسی اعتراض می‌كنن كه: این چه الفبائیه كه به ن میگن نون اما به ك میگن كاف؟

تركها برای كمك به زلزله بم یه بازی فوتبال دوستانه میزارن توی شهرشون البته با بلیت رایگان!


اولی: مرتیكه احمق به من میگه الاغ، میخوام ازش شكایت كنم! دومی: این كار رو نكن، چون ممكنه بتونه ادعاش خودش رو ثابت كنه!

بقیه در ادامه مطلب...

با ما باشید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/15ساعت 21:10  توسط محمد  | 

جوک های باحال از جناب آقای غضنفر

يه روز غضنفر ميره مغازه لوازم خونگي چشش ميافته به فلاسك ميپرسه آقا اون چيه؟ مغازه دار ميگه اون فلاسكه ميپرسه كارش چيه ميگه هر چيز سردي رو بزاري تو ش سرد نگه ميداره هر چيز گرم هم بذاري توش گرم نگه ميداره مرده خوشحال ميشه و يكي ميخره فردا كه ميره اداره باخودش ميبره رييسش وقتي فلاسكو ميبينه ميگه ببينم چي تو اون فلاسكت داري؟ ميگه اقاي رييس 2 تا الاسكا دارم با 3 تا فنجون قهوه!
 
 
غضنفر نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند!
 
 
غضنفر بالاي پل هوايي ايستاده بوده ميگه: حالا ما خر، ما نفهم ، ما بي شعور ... اينجا اصلأ آب ردميشه كه پل زدن؟!
 
 
به غضنفر میگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم !
 
 
 
غضنفر به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ غضنفر مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما !
 
 
غضنفر و دوستش به تاکسي ميگن: آقا 3 نفر تا تجريش چقدر ميگيري؟ راننده ميگه: شما که 2 نفر هستيد ! غضنفر ميگه: مگه خودت نميخواي بياي !
 
 
به غضنفر مى گن كه چرا اينهمه جوك راجع به شما مى گن ناراحت نميشيد؟ ... مى گه: آخه اينها واسه شما جوكه ولي واسه ما خاطرست !
 
به غضنفر مي گن کجاي تهران مي شيني ؟ مي گه هرجا خسته شدم!
 
 
يه غضنفر که پولدار بوده بچشو ميبره مهدكودك لندن خارجى يادش بدن سال بعد ميره سراغ بچه اش نرسيده به مهد كودك بچه هاى لندنى داد زدن: ممتقى بوات اومــــــــــــد !

کلمات کلیدی جستجو: جک های باحال،جک های خنده دار،جک های غضنفر،جک های باحال و خنده دار،جک های ترکی،جک های لری،جک های فارسی،جک های انگلیسی،جک های عاشقانه
 
 
+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 19:15  توسط محمد  | 

جک و لطيفه هاي خنده دار

در اين جك ها از شخصيت هاي شهرستاني استفاده شده و قصد هيچ گونه توهيني به هيچ يك از اين هم وطنان عزيز نيست خواهش ناراحت نشيد فقط براي آوردن خنده به لبهاي زيباتون هست پس فقد شاد باشيد و بخنديد.



به ترکه میگ خر خوبه یا گاو؟ میگه گاو. میگن چرا؟ میگه آخه خوب نیست آدم از خودش تعریف کنه.

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

ترکه از بم بر می گرده ازش می پرسن دلخراش ترین صحنه ای که دیدیی پی بود؟! میگه وقتی داشتم یه بچه رو خاک می کردم هی می گفت عمو من زندم

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

يه الاغ از باباش مي پرسه بابايي الاغ ها هم زن ميگيرن.باباش ميگه آره پسرم, اتفاقا فقط الاغ ها زن مي گيرن

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

به يارو ميگن پسرتو بيشتر دوست داري يا چلو کباب ؟ ميگه بابا تو رو خدا ما رو سر دو راهي قرار ندين ديگه

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

ترکه داشته کباب درست مي کرده مي بينه يه گربه داره نگاه مي کنه داد مي زنه آي بلال آي بلال

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

ترکه رو به جرم جعل اسكناس هفتاد توماني دستگير ميكنن

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

يه ترکه ميره بانك ميگه اقا كل موجودي منو بديد. ميگيره پولها رو ميشماره. ميگه: درسته بذار سر جاش

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

تركه خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته؛ از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارشه ؛ ميگه : اه ! باز خر شدم سيو نكردم

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

دوتا ترکه تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت ،آمدم پاک کنم عشق تو را، بدتر شد ...خلاصه گند زدي تو فرشه رفت

-----------www.bomerang.blogfa.com----------

يه روز يه مغز مياد به يه تركه مي گه:بگو منو كم داري بگو

بقيه اين sms هاي زيبا در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/11/26ساعت 12:16  توسط محمد  | 

:: لطیفه: یک تندروی مسلمان ، سگ بی گناه آمریکایی را کشت!...

چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای نت زاده شد! که نکات ارزشمندی را در خصوص سیاست های رسانه های آمریکایی در بر داشت.

ترجمه فارسی جک به شکل زیر است:
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است.
مرد به طرف آنها می دود و با سگ درگیر می شود.
سرانجام سگ را می کشد و زندگی دختربچه را نجات می دهد.
پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می آید و می گوید: تو یک قهرمانی
فردا در روزنامه ها می نویسند: یک نیویورکی شجاع، جان دختر بچه ای را نجات داد.
آن مرد میگوید: اما من نیویورکی نیستم.
پس روزنامه های صبح مینویسند: آمریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد.
آن مرد دوباره میگوید: اما من آمریکایی نیستم.
خوب ، پس تو اهل کجا هستی؟
من ایرانی هستم!
فردای آنروز روزنامه ها اینگونه می نویسند: یک تندروی مسلمان ، سگ بی گناه آمریکایی را کشت!


+ نوشته شده در  87/05/09ساعت 1:50  توسط محمد  | 

:: یک جک جالب و خنده دار...

به یه بنده خدایی میگن: خیلی ببخشید، معذرت می خوام، جسارته ، واقعا شرمندم، روم به دیوار... اسم شما چیه؟

بنده خدا هم می گه: اینجوری که تو پرسیدی، کاسه توالت(البته یه چیزه دیگه بود که این مودبانش بود)

+ نوشته شده در  87/05/05ساعت 20:7  توسط محمد  | 

:: طنز های کوتاه کمونیستی...

سه كارگر به زندان افتادند. هر كدام دليل زنداني شدن خود را تعريف مي كند:
اولي: من هميشه به محل كارم ده دقيقه دير مي رسيدم. متهم به خرابكاري شدم.
دومي: من هميشه به محل كارم ده دقيقه زودتر مي رسيدم و به جاسوسي متهم شدم
سومي: من هميشه به موقع به محل كارم مي رسيدم و متهم شدم به داشتن ساعت وارداتي خارجي!!! 
----------------------------------------------
افسر كا گ ب در پارك قدم مي زند. به پيرمرد يهودي كه در حال خواندن كتابي است بر مي خورد.
پيرمرد چي مي خواني؟
تلاش مي كنم عبري ياد بگيرم.
عبري به چه دردت مي خورد؟ افسر متعجب مي ماند. – براي گرفتن ويزاي اسراييل احتياج به سالهاي زيادي داري. تا مدارك تو تاييد شود ديگر از دنيا رفته اي.
من عبري را براي اين ياد مي گيرم كه بعد از مرگم در آسمان بتوانم با ابراهيم و موسي صحبت كنم. در بهشت همگي به عبري سخن مي گويند. – پيرمرد توضيح مي دهد.
و اگر بعد از مرگ به جهنم بروي چه؟
خوب! در اونصورت روسي رو. بلدم...
+ نوشته شده در  87/04/26ساعت 19:44  توسط محمد  | 

:: تست هوش (طنز)...

4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....


سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.



سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟


سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟



جواب: Nunu؟



نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.
+ نوشته شده در  87/04/12ساعت 20:37  توسط محمد  | 

:: لطیفه...

جکهای ملانصرالدین

ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه … ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!

یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!

لطیفه

مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!

غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!)

یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!

+ نوشته شده در  87/04/11ساعت 19:21  توسط محمد  |