شمع دل سوخته...!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟
شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟
شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:
۱- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:
* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
۲- دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است: دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد. * دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
۳- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
۴- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
۵- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.
دوست دارم لبا لب ، میسوزه عشقم از درد
پر میشم از اسم تو ، هر ثانیه هر شب
دوست دارم تا فردا ، دوست دارم تا دریا
شاید ببینمت باز ، توی وقت خواب و رویا
ساعتی از شقایق ، دقیقه های عاشق
دوست دارم توی بارون ، تمام این دقایق
سبد سبد ستاره ، رو دوش شب سواره
اگه فردا نبــاشه دوست دارم دوبـــاره
آدما از جنس برگند . گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند . زمستون دیده نمیشن . تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن . حیف كه هر لحظه یه رنگند
اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگویی و خاموشت كنند " . سقراط
کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود ..
ضعفترین كلمه حسرت است . آنرا نخور سستترین كلمه غرور است. آنرا بشكن. لطیفترین كلمه لبخند است. آنرا حفظ كن. صمیمیترین كلمه دوست است. او را فراموش نكن...
آدما از جنس برگند . گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند . زمستون دیده نمیشن . تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن . حیف كه هر لحظه یه رنگند
انكه با زندگی میسازد زندگی را می بازد!! با زندگی نساز.. زندگی را بساز.
كلمات كليدي جستجو:سخنان حكيمانه،جملات عاشقانه،كلمات عاشقانه،سخنان عاشقانه،عشق،عشق جوانان،پند هاي عاشقانه،پند هاي حكيمانه
هر وقت که زمین خوردی ، دست کم چیزی از زمین بردار…
——————–
اگر می خواهید اخلاق کسی را امتحان کنید ، به او قدرت بدهید.
——————–
اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید ، اشک بریزی ، لذت دیدن ستاره ها را از دست می دهی.
——————–
به نور نگاه کن ! سایه ها پشت سرت خواهند بود.
——————–
هرگز امیدی را از کسی سلب نکن ، شاید این تنها چیزی است که او دارد.
——————–
حسود فکر می کند که اگر پای همسایه اش بشکند ، او بهتر می تواند راه برود.
——————–
کسی که کاری نمی کند ، اشتباهی نمی کند و کسی که اشتباهی نمی کند ، چیزی یاد نمی گیرد.
بقيه در ادامه مطلب...
sms love,اس ام اس عاشقانه,sms عاشقانه,جملات عاشقانه
شاگردی از استادش پرسيد: ” عشق چست؟ “
استاد در جواب گفت: ” به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! “
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: “چه آوردی؟ “
و شاگرد با حسرت جواب داد: ” هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم .”
استاد گفت: ” عشق يعنی همين! “
شاگرد پرسيد: ” پس ازدواج چيست؟ “
استاد به سخن آمد که : ” به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! “
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: ” به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.”
استاد باز گفت: ” ازدواج هم يعنی همين!!
پی نوشت: این حکایت در حالی که بسیار قدیمیست اما آموزنده و زیباست و من بارها در اجتماع به این حکایت فکر می کنم و درستی اون رو در فکرم تایید می کنم !!!

si tu savais
Tu me manque déjà
et si tu lis a travers mes yeux,
mon coeur ,tu trouveras
tu verras combien il est malheureux,
combien il a peur,combien il a froid
de savoir que tu ne seras plus là,
que le jour va se lever
et que vide sera mon oreiller
si tu savais comme je voudrais pouvoir te garder
la toujours a mes côtés
اگه میدونستی که چقدر دلم برات تنگ شده
اگه از میان چشم هایم بخونی قلبم را
آن را می یابی
می بینی که چقدر ناراحت و بدبخته
چقدر ترسیده.......چقدر سردشه.......
اگه بدونی اونجا نمی مونی
و زودی میای پیشم
اگه میدونستی می خوام نگهت دارم
پیش خودم برای همیشه

امشب دلم غمناک ترین غزلش را سرود
در این کوچه های تردید نیست کسی هم آغوشم
نیست کسی که معنی دوست داشتن را بلد باشد
نیست کسی که بداند راه دوستی کجاست؟
نیست هم نفسی که تا آخر این جاده همراهم باشد
نیست دست عشقی که پشتیبانم باشد
و
نیست چشم منتظری که نگرانم باشد...
حالمان بد نیست غم کم میخوریم
کم که نه! هر روز کم کم میخوریم
آب میخواهم، سرابم میدهند
عشق میورزم عذابم میدهند
خود نمیدانم کجا رفتم به خواب
از چه بیدارم نکردی آفتاب؟؟
خنجری بر قلب بیمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند...

چـرا مـردها به عشـق اهمیـت کمتـری میدهنـد؟
«میدونم دوستم داره» اما همیشه این احساس را دارم که رابطه ما، برای من مهمتره تا برای او. هر وقت که از سرکار به خانه بر میگردم برای دیدنش لحظهشماری میکنم اما وقتی اون به خونه میرسه به نظر نمییاد که اونقدرها هم هیجانزده باشه، نمیتونم بفهمم چرا؟
كاش مي شد اي تنها اميد زندگي
مي توانستم فراموشت كنم
يا شبي چون اتش سوزان دل
در نهيب سينه خاموشت كنم
كاش احساس نياز ديدنت
از وجودم چون وجودت دور بود
در دلم اتش نمي زد ان نگاه
كاش ان روز چشمهايم كور بود
كاش ان روز در گلستان خيال
اي گل وحشي نمي چيدم تو را
تا نسوزم در خزان ارزو
كاشكي هرگز نمي ديدم تو را
خدایا...فقط به تو امید دارم
دارم آهنگ سایه به سایه احسان رو گوش میدم،خدايا يعني مبتونم تحمل كنم؟يعني بهم اين قدرت رو ميدي؟ شرايطي رو تحمل كنم كه تو اون عشقم هم ازم دوره ،هم خبري ازش ندارم ،همم كه وضعي رو تحمل كنم كه تو اون عشق من كملا ناديده گرفته شه و به جاش...خدايا...
چقدر سخته...نميخوام با فكرش خودم رو عذاب بدم...تا مياد به ذهنم ميگم: بايد تحمل كني...ميتوني،چون دوسش داري،بهش عشق ميورزي
خدا...!ازت يه سوال دارم
اگه روزي قسمت شد و بهم رسيديم و فرصتي شد تا عشقم رو از نزديك نثارش كنم و بهش حس خوشبختي بدم،آيا قدر اين عشقم رو ميدونه...قدر عشقي كه باعث شده امروز رو تحمل كنم...ميتونه درك كنه به خاطرش چي كشيدم و چيارو تحمل كردم و ميكنم؟قدرش رو ميدونه؟
بدونه يا ندونه اين عشق مال اونه،دوسش دارم خدا
دلم براش تنگ شده...برا صداش ولي شايد الان اون داره...
كمكم كن خدا. . .![]()
و من چه خسته تو را چون سراب مي جويم...
سه نقطه هاي تو گاهي هزار واژه ومن
هنوز در تب يك نقطه از لبت بي تاب
هميشه معني صد اضطراب... من، بي تو
هميشه ديدن بي پرده شما در خواب
چه عاشقانه پوچي! تو خوب مي داني
ميان اين همه رويا فقط تويي كمياب
و من چه خسته تو را چون سراب مي جويم
چه فصل خالي و تلخيست سهم من زين خواب!
مابقی در ادامه متن...
عشق از نگاه مردم
عشق از دید حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی؟!
(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانان رو به راه راست هدایت کنه)
عشق از دید یک ریاضیدان: عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول!
(جمله عاشقانه: آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)
عشق از دید رحیم گوشکوب بقال سر کوچه:
والا زمان ما عشق مشق نبود. ننمون رفت این فاطی اتوماتیک رو واسمون گرفت!
(جمله عاشقانه : هوی فاطی شام چی داریم ؟)
عشق از دید مرتضی ایدزی (در زندان): اوچیکتیم عشقی!
(جمله عاشقانه : خاک زیر پاتیم ... نشاشی که گل میشیم)
عشق از دید ننه بزرگم:
نزن ننه این حرفارو! راستی این دختر بتول خانوم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه!
(جمله عاشقانه : بریم خواستگاری ...)
عشق از دید دوست دخترم: عزیزم تو که عاشقمی پس چرا
هزینه جراحی دماغمو نمیدی؟! واسه ناهار هم بریم سورنتو... نادیا و دوستشم
میان... دوست نادیا واسش یه ماتیز گرفته! تو حتی حاضر نیستی واسه من که
اینهمه دوستت دارم یه پراید بخری؟!
(جمله عاشقانه: عزیزم گوشی سونی میخوام... راستی دوستت هم دارم!)
عشق از دید غلام شوفر: رادیاتور عشق من از برایت جوش آمده! باور نداری بر آمپرم بنگر!
(جمله عاشقانه: عزیزم دوست دارم! بووووو بوووووو بوووووغ)
عشق از دید دخترای ترشیده: خدا جون یعنی میشه بیاد خواستگاریم؟!
(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم ۱۰۰۰ تومن نذرت که بیاد خواستگاریم)
عشق از دید ارازل و اوباش (جوات): عشق مشق سرش گرده! خونه خالی نداری؟
(جمله عاشانه : بوووق... آبجی میای بریم کثافتکاری ؟)
عشق از دید بابام: آخه پسر عشق واست نون و آب میشه؟! حالا بگو ببینم باباش چی کارست؟
(جمله عاشقانه: برو دختر حاج آقارو بگیر)
عشق از نگاه ننم: وا مگه تو امسال کنکور نداری؟! عشق باشه واسه بعد!
(جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت)

برخي
عرفا مي گويند ما هفت بدن داريم. بدن فيزيكي يعني همين كه قابل مشاهده است
اولين بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمي تواني ببيني بلكه
يك حس شهودي لازم است تا آن را باور كني. در بدن دوم احساسات و عواطف ما
شكل مي گيرند. اگر تو عاشقي و اگر متنفري از امكان بالقوه بدن دوم استفاده
كرده اي. اين حالات شرايطي هستند كه از استعداد طبيعي بدن دوم ناشي مي
شوند. سرچشمة انرژي عشق و تنفر يكي است و اين دو با هم هستند. اين كه چرا
از يك فرد به خصوص خوشتان مي آيد و از فرد ديگري متنفر مي شويد تفاوت آنها
در طبيعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوي تو سعي مي كني از جهت
هاي متضاد فراتررويد و اين را از ديدگاه ديگري هم مي توان بررسي كرد.
برخي
ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسيم كرده اند و بودا آن را به 360
بخش تقسيم كرده. احساسي كه نسبت به ديگران داريم به هر دو بخش مربوط مي
شود يعني گاهي با ديدن رفتارها و يا شنيدن حرف هاي يك نفر از او بدمان مي
آيد و گاهي بدون داشتن دليل واضح و مشخصي از كسي بدمان مي آيد و اين حس از
ناخودآگاه ما مي آيد. بخشي ا زذهن كه حد و مرزي ندارد و در مقايسه با بخش
آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
بخش
ناخودآگاه جايي است كه اگر بتواني به آن دست يابي به كمال خواهي رسيد.
وقتي از كسي بدت مي آيد از او فرار نكن تو مي تواني به او فكر كني و به
دلايلي كه باعث تنفرت شده بيانديشي. اين حس را سركوب نكن فقط به آن فكر كن
حتي تظاهر نكن كه متنفر نيستي با آن مواجه شو و دركش كن.
اگر حس تنفر نداشتيم
اگر حس تنفر نبود شما هر غذايي را مي خورديد حتي غذاهاي فاسد شده و گنديده. شما حسي نداشتيد كه شما را باخبر كند.
اگر
حس تنفر نبود شما هر آبي را مي نوشيديد چه آن آب تصفيه بود چه آب يك لجن
زار. اگر حس تنفر نبود برايتان فرقي نمي كرد كه كيسة زباله را هر شب
بيرون بگذاريد، چون حس بدي به شما دست نمي داد. اگر حس تنفر نبود برايتان
فرقي نمي كرد حمام برويد يا نه. شما از كثيفي بدتان مي آيد و براي همين به
حمام مي رويد. شما هرگز لباسهايتان را عوض نمي كرديد. سرتان را شانه نمي
زديد، اتو نمي كرديد چون حسي نداشتيد كه به شما بگويد مرز زيبايي و زشتي،
عشق و تنفر كجاست؟
وجود اين جفت متضاد باعث مي شود كه هر دو را درك كنيم.

مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري شايد حتي
بتوني بازي باخته رو ببري ...



سلام....
خداييش چرا بايد زير فشار زندگي كمر خم كنيم... چرا بايد بناليم.... اصلا چرا زندگي سواره ماست![]()
بياين كمر خم نكنيم ... جلوش شاخ وايسيم.... آه و ناله نكنيم كه غم و سختي پر رو بشه و بخواد به ما غلبه كنه....... بياين ما سواره زندگي باشيم و افسار اونو به هر طرف خواستيم بكشيم...


چقدر خوب
است کسی باشد تنهایی هایت را بااو تقسیم کنی. شادی هایت را و غصه هایت را
..کسی که همیشه کنارتو است.کنار تو راه میرود. کنار تو نفس میکشد.لمس
گرمای تن او . لمس گرمای دستان او ، نفسهای او را حس کردن ، طپش قلبش را
شنیدن. که این ،لمس زندگی است.
همیشه کسی هست که برای خوشحال کردنش
نقشه بکشی. همیشه کسی هست که یواشکی برایش شاخه ای گل روی لباسهایش
بگذاری.چیزی که دوست دارد را برایش بخری. همیشه کسی هست که روز های
بارانی ، با او زیر باران قدم بزنی .همیشه کسی هست که با هم به تماشای
غروب بنشینید. دست در دست هم در جاده ای دراز تا افق با هم بروید و بگویید
و بخندید ...همیشه کسی هست که روس شنهای ساحل پای برهنه راه بروید ... و
با هم عظمت دریا را نظاره کنی..آتشی کنار ساحل روشن کنی و ساعت ها با او و
در اغوش او به شعله ها خیره شوی..
همیشه برای هم هستید.اماده و با
آغوشی باز.خداوند شما را برای هم افرید . برای شاد کردن هم و برای دلداری
دادن ها. برای آرامش دادن ها ...
چقدر خوب است که کسی باشد که تنها به
خاطر وجودش ارامشی بی نظیر در دل تو خانه میکند.کسی که لبخندش برای تو بی
همتاست. کسی که تو را در مشکلات تنها نمی گذارد. کسی که، بودنش به تو
انرژی مضاعف میدهد.کسی که به خاطر او مشکلات را تحمل میکنی .
.چقدر خوب
است کسی باشد که منتظر رسیدن او به خانه باشی. به استقبالش بروی.و یا به
امید دیدن لبخند او که در خانه به انتظارت نشسته ، خستگی های کاررا حس
نکنی و هر طور شده خود را به خانه برسانی تا در آشیان گرمی که با هم ساخته
اید دمی در آغوش هم از این دنیای پر درد دور شوید. در آغوش هم اوج بگیرید
و لذت زندگی را بچشید.
چقدر زیبااست وقتی با تلاش خانه ای با هم می
سازید. خانهای کوچک و گرم. گرم از صفاو مهربانی که در قلب شماست . از پاکی
عشق شما است و و از طراوت جوانیتان.
و چقدر خوب است که عاشق هم هستید.عاشق بودن خیلی بهتر از عاشق نبودن است. چه بسیار کسانی که در حسرت عاشق شدن هستند و ...
عشق
واقعی آن قدر ها هم که فکر میکنید سخت نیست . کافی است بی ادعا باشی و
بهترین ها را تنها برای او بخواهی. آن وقت او هم همه چیز را برای تو
میخواهد ..دیگر چه چیز از این بهتر؟
.
برای همه شما ..برای همه دوستانم که به زودی به آشیانه های خود می روند.از صمیم قلب کوچکم و با تمام وجودآرزوی خوشبختی میکنم.
کم کم دارم باور می کنم ، این شعر و قصه ها ، فقط شعر و قصه است .
برای رفع غصه است.
اگر هم قرار است عشقی باشه و عاشق پیشه ای پیدا بشه
به یقین رهگذر کوچهٌ شیدایی ما که نمیشه.
من تو فکرم که کجای کار من می لنگه...؟
تو میگی : ای بابا، عشق کدومه. همه اش یه مشت جفنگ است !
راست میگی تو ..
دل چی چیه ؟
قلوه چیه ؟
جیگر بخور ...قوت داره...!!!

كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد
كاش يا رب آشنايي ها نبود

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفت
بازم بهش فرصت بده … عشق رو تجربه کن حتي اگه توش شکست
بخوري …اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر
در دادگاه عشق ...
قسمم قلبم بود
وكيلم دلم
و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان.
قاضي نامم را بلند خواند
و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد
و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ.
كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم
و من گفتم: به تو بگويند ...
...:: دوستت دارم ::...

كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد
كاش يا رب آشنايي ها نبود


عشــق يعني خواستن و بر دل زدن
عشــق يعنـي سـوخـتن و پرپر زدن
عشــق يعنـي سالهاي عمر سخت
عشــق يعنـي چون همـيشه باختن
عشــق يعنـي حسرت شبهاي گرم
عشــق يعنـي يـاد يـك رويــاي گـرم
عشــق يعني تا ابد فــــــاني شدن
عشــق يعني عابد و زاهــــد شدن

عشــق يعني همچو ليلا خون شدن
يا چو مجــنون راهـــي صحـــرا شدن
عشــق يعني همچو من شيدا شدن
عشــق يعني قطــــره و دريـــا شدن
عشــق يعني زخم كوه بيــــستون
عشــق يعني ناله هاي درد و خون
عشــق يعني در جهان رسوا شدن
عشــق يعني يـــكه و تـــنها شدن
عشــق يعني التماس و انتظار
عشــق يعني تا ابد با من بمان
عشــق يعني با پرستو پـر زدن
عشــق يعني آب بــــر آذر زدن

عشــق يعني چـون محـمـــد پا به راه
عشــق يعني هـمـچو يوسف قعر چاه
عشــق يعني بيستون كندن به دست
عشــق يعني زاهــــد اما بُـت پرسـت
