جدید ترین عكس های برزو ارجمند و همسرش پارمیس زند


![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
مالدیو کشوری است جزیرهای در اقیانوس هند. پایتخت آن ماله است. حکومت مالدیو جمهوری است. این کشور عضو اتحادیه کشورهای همسود میباشد.
مجمع
الجزایر مالدیو در جنوب غربی کرانههای هندوستان قرار گرفته و کوتاهترین
فاصلهٔ آن تا کرانههای هند، ۶۰۰ کیلومتر است. مالدیو شامل ۱۱۹۲ جزیره
مرجانی کوچک، مسطح و کمارتفاع و شمار زیادی آبسنگ است که تنها ۲۰۲ جزیره
از آنها مسکونی هستند، روی هم رفته ۲۹۸ کیلومتر مربع پهناوری دارند و تنها
3/0% قلمرو مالدیو را پوشش میدهند. اما قلمرو دریایی مالدیو با ۸۵۰
کیلومتر درازا و ۱۳۰ کیلومتر پهنا، ۱۱۵۳۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد.
بلندای هر یک از این جزیرهها از سطح دریا از بیش از ۳ متر تجاوز نمیکند.
مالدیو تپه ماهور و رودخانهای ندارد.
البته اين كشور زيبا هم از ركود اقتصادی دنيا در امان نمونده و وضع مالی چندان مساعدی ندارد
و همينطور اعتياد جوانان اين كشور به مواد مخدر به طور غيرقابل باوری رو به افزايش ميباشد!
اين هم عكس های فوق العاده از اين كشور زيبا



اولین چیزی که بعد از شنیدن شغل دوستان به زبان می آوریم
کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟
مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزم رو عوض کنی؟
پزشک عمومی: میتونی برای چهارشنبه که بچهام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟
دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟
تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمیدونم چرا هی صدای اضافی میده، میتونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!
بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟
مدیر یه جایی: میشه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟
موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو میشه با یهN95 عوض کنی؟!
معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضیاش بازیگوشی میکنه میشه این پنجشنبهی قبل از امتحان ریاضیاش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!
نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه میخواد زن بگیره میشه کمک کنید معافی این بچهرو بگیریم؟!
کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟
نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!
معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونهاش اُپن، فکر میکنی چند روزه تموم میکنی؟
طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟
اقتصاددان: بالاخره این بنزین رو میخوان چیکار کنن؟ یه سوال دیگه: میدونی اصلاً درآمد نفتی ایران چقده؟
وکیل: من اگه بخوام حضانت بچهام رو بگیرم چیکار باید بکنم؟
روانشناس: من الان یه چند وقتیه بچهام شبا جاشو خیس میکنه، روزا هم بینبشفعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، میخوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی،سم هم تهیه کردم!!!!حالا چیکار میتونی برام بکنی؟
تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم، نظر تو چیه؟
شعری از شاعر گرانقدر شیرازی (حافظ ) بر روی دیوار مهدکودکی در اروپا
مهدکودکی در ایران

نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت مهدی آذریزدی
مهدی
آذریزدی، نویسنده همیشه همراه مردم این سرزمین از سالهای كودكیشان بود.
آذریزدی كه او را پرتیراژترین نویسنده تاریخ ادبیات كودك و نوجوان ایران
میدانند، در مجموع، بیش از بیست عنوان كتاب برای بچهها نوشته
است.آذریزدی متولد محله خرمشاه یزد در سال 1301 بود. روی جلد همه
کتابهای خوب برای بچهها از جمله «قصههای خوب برای بچههای خوب»،
«قصههای تازه از كتابهای كهن»، «قند و عسل»، «گربه ناقلا»، «گربه تنبل»
و «مجموعه قصههای ساده» نام آذریزدی را میبینیم. برای بزرگترها هم
«مثنوی مولوی» را تصحیح کرده که به قول خودش برایش خیلی هم ادعا دارد.
پیرمرد
تنها در سالهای پایانی عمر از كنج اتاقش با دیوارهای كاهگلی و انبوه كتاب
و سكوت از كوچه پسكوچههای محله قدیمی خرمشاه یزد هر از گاهی به تهران و
نزد فرزندخواندهاش به كرج میآمد و دوباره هوای شهر خود را میكرد.
مابقی را در ادامه مطلب بخوانید...

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!
خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایدهای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!
یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!
هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!
من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را میگیرم!
دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!
اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!
بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچههای آزمایشگاه بهتون کمک کنن!
ابن بیماری الان خیلی شایعه:یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!
اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!
فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایدهای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخهای ما رو شکستن!
ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!
فکر نمیکنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینههای درمانتون رو باهاش قسمت کنم!
زن چو ویروس است و کارش همچو او
در جهان بدتر ز او ویروس کو
آنفولانزا را بگیر از نوع A(اِی)
زن مگیر اما که میریزی ز پی
بایدت دوری ز این ویروس ، مرد
پیشگیری بهتر از درمان درد
دیگر آرامش نداری لحظه ای
گر که با او تا ابد پیوسته ای ![]()
چون که همدم گرددت در زندگی
جیبت اسکن کرده با دیوانگی
ریشه خواهد زد درون سیستمت
می دهد هر روز و شب زجر و غمت
گر که لبخندت به یک آن نیست شد
دان که از فایل غمش تکثیر شد
هرچه داری بر سرت موی سیاه
او دلیتش کرده تا پایان ماه
گر که کاری میکنی بی اختیار
چو مخت گشته ادیت از دست یار
آخر آری ، هنگ کردن کار توست ![]()
نصب ویندوزی دگر فرجام توست
نصب ویستا را اگر بیگانه ای
کیس بر دوشت که جویی چاره ای
بهترین ویروسیاب اندر زمین
کی بود یارای ویروسی چنین ![]()
باید آن ویروس را دردی دهی
با سیاست های خود مرگی دهی
فوق فوقش سیستمت را آب کن
رو کافی نت عمر خود را حال کن
کس نبیند خوبی از ویروس ها
آن هم از نوعی که هست این روزها
اندر این ورژن وفا هم نیست ، نیست
مثل لیلی نزد مجنون کیست ، کیست (اینم یه مصرع عشقولونه)
پس اگر زن خواهی و پولت نیاز
حق بده گویم شده گوشت دراز![]()
ارسالی از ادبیات.کام
خدمت مقدس سربازی نکات آموزنده زیادی دارد، مثلا من تا چند وقت قبل تصور می کردم این ماشین پلیسی که از محل بیت المال زیر پای ما انداخته اند فقط برای رساندن رئیس ها به منزل، مهمانی، دید و بازدید و انجام خرید های خانه و کارهای شخصیشان خوب است، اما دیروز متوجه شدم که زهی خیال باطل! این تنها قطره ای از دریای قابلیت های ماشین و بنزین مفت بوده!

چون وقتی قرار باشد برای سرکشی و نظارت به یک شهرستان خوش آب و هوا و کوهستانی مأموریت بروی یکسری خدماتی به مردم انجام می گیرد که عمراً فکرش را هم نمی کنند! از دیدن آثار باستانی گرفته تا گشت و گذار در دامان طبیعت و آب تنی در آبشار!
الحق که ماشین و بنزین دولتی جوون می ده برای خدمت رسانی.
لابد شنیدید که می پرسن: "بهترین ماشین برای کوهستان چیه؟"
و جوابشم اینه: "ماشین دولتی!"
برگرفته از طنزدونی
رئیس ما قبل از اینکه رئیس بشه همیشه از رفتارهای رئیس قبلی در قبال ما انتقاد می کرد و اعتقاد داشت :
- باید به سربازهامون اعتماد داشته باشیم و نیازی نیست که در اتاق ها رو جلوی شما قفل کنیم. مگه توهین به شخصیت بقیه شاخ و دم داره؟
- نباید بعد از ساعت اداری برای بقیه کار جور کنیم، مگه شما کار و زندگی ندارین؟
- پیگیری مکاتبات اداری رو که نباید از شما انتظار داشت. مگه شما تجربه اینجور کارها رو دارین؟
- نباید انتظار داشت شما خریدهای اداری رو از جیب خودتون انجام بدین و بعد تا مدت ها دنبال پولتون بدوین. مگه شما سربازها چقدر حقوق می گیرین؟
- …
اما حالا که خودش رئیس شده یکسری اعتقادات جدید داره :
- نه اینکه به شما اعتماد نداشته باشیم، ولی از لحاظ امنیتی با خروج پرسنل کادر باید در تمام اتاق ها قفل بشه!
- خدمت ۲۴ ساعته است و اینجوری نیست که بعد از اتمام کار اداری همه برن خونه هاشون!
- ناسلامتی سربازهای ما لیسانس هستن و باید نامه نگاری ها رو بتونن انجام بدن و پیگیری کنن!
- هر خریدی که ما بهتون می گیم رو انجام بدین و حتماً فاکتورش رو بگیرین تا مکاتبه کنیم و بتونیم در آینده پولتون رو از اداره بگیریم تا متضرر نشین!!
- …
و این حکایت مرض میز ریاست هست!منبع

انگیزههای دوستی دختران و پسران معمولاً برای آنها مبهم است، ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی، باید بگوییم که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی میکنند؛ دختران نیز داشتن دوست پسر را جاذبه فردی و اجتماعی برای خود میشمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد، نداشتن دوست دختر و یا دوست پسر، نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی میشود. دختران و پسرانی که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و خود را سرگردان و آشفته مییابند، از طریق برقراری ارتباط پنهانی با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و اطمینان خاطرند.
مابقی را در ادامه مطلب بخوانید...
روزنوشت های یک پلیس وظیفه شناس
برای اینکه ببینید چقدر تصور درستی از حال و هوای خدمت دارید و درک شما از شرایط تا چه اندازه بر واقعیت منطبق است سعی کنید به تست های زیر جواب دهید :
سئوال : اگر فرمانده شما متوجه بشود که سربازی در امور دفتری و بایگانی از کاغذهای پشت سیاه (یعنی قبلا یکبار روی کاغذ چاپ شده) استفاده می کند و از این راه تا کنون صدها برگ کاغذ صرفه جویی کرده چه تصمیمی در مورد وی می گیرد؟
1- برای صرفه جویی که انجام داده او را تحسین کرده و در مراسم صبحگاه او را بعنوان نمونه بارز اصلاح الگوی مصرف معرفی و تشویق می کند.
2- به این موارد جزئی توجهی نمی کند، چون کارهای مهمتری دارد که انجام بدهد.
3- در فرصت مناسب به او تذکر می دهد که پول اینها را دولت می دهد و تا می شود باید مصرف کرد و لازم نیست نگران اسراف باشد!
4- چون کلا با سربازش حال نمی کند او را تنبیه کرده و او را به بازداشتگاه می فرستد.
سئوال : وقتی از سوی رده های بالاتر آمار عملکرد مربوط به قسمت شما را می خواهند ، فرمانده چه می کند؟
1- چون این موارد از امور مهم است و هرگونه اشتباه در تهیه آمار، در تصمیم گیری ها و سیاست گزاری های کلان تأثیر منفی دارد، شخصاً این آمار را تنظیم کرده و ارسال می کند.
2- چون فرمانده فرصت کافی ندارد از سربازان می خواهد که با نظارت مستقیم خودش آمار را استخراج کرده و برای دقت بیشتر خودش یکبار دیگر آنها را کنترل می کند که مبادا اشتباهی صورت بگیرد.
3- فرمانده به سربازان اطمینان کامل دارد و از آنها می خواهد که آمار را به دقت استخراج و تنظیم و ارسال کنند.
4- فرمانده خودش را درگیر امور دست و پا گیر نمی کند و به سربازان می گوید همان آمار دوره قبل را بردارند و کمی تغییر بدهند و ارسال کنند.
سئوال : وقتی فرماندهی بخواهد خریدی برای منزلش انجام دهد چه می کند؟
1- صبر می کند تا وقت اداری تمام شود ، بعد کمی جلوتر از سرویس اداره پیاده می شود تا خریدهایش را انجام دهد و بعد به منزل برود.
2- در وقت اداری مرخصی ساعتی می گیرد و به خرید می رود و بعد خریدهایش را در صندوق عقب ماشین اداره می گذارد تا در پایان وقت اداری به منزل ببرد.
3- از سربازش خواهش می کند خریدهایش را انجام دهد و کرایه تاکسی را به او می دهد تا خریدهایش را بیاورد و در صندوق عقب ماشین اداره بگذارد.
4- از سربازش می خواهد با ماشین اداره خریدهاش را انجام دهد و در صندوق عقب ماشین بگذارد و به منزل ببرد.
جواب سوالات در ادامه مطلب...
آلمانی: هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.
فرانسوی: مردی که به خاطر پول زن می گیرد، به نوکری می رود.
انگلیسی: زن عاقل با داماد بی پول خوب می سازد.
لهستانی: داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت.
ایتالیایی: دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد.
فرانسوی: داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.
ایتالیایی : دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر.
آذربایجانی: در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن.
چینی: برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی.
اسپانیایی: اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر.
ترکی: اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار.
اسپانیایی: ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد.
فرانسوی: ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.
آلمانی: زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند.
اسکاتلندی: هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند.
آلمانی: با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن.
منبع : آی طنز
در روش اول کسی نمی تواند رمز عبور یا هر چیزی که تایپ می کنید را ببینید .

در روش دوم کسی نمی تواند چیزهایی که تایپ می کنید یا وب سایت هایی که مرور می کنید را ببیند.

اما کاملترین روش نهایت امنیت را برایتان فراهم می کند .

یک جوان می زیست اطراف ونک
موقع هر انتخابی دو به شک
صاحب آرایش بسیار بود
اشبه الناس الی ” گلزار” بود
مادرش فرمود : سنت گشته بیست
هیچ عذری بابت تآخیر نیست
همسری باید که با او جفت شی
آنچنانی که پیمبر گفت شی
از همین امروز کاری می کنیم
می رویم و خواستگاری می کنیم
در جواب مادرش گفت آن جوان
ای فدای تو تمام دختران
می روم اصلاح و آرایش کنم
میروم “میکاپ” و پیرایش کنم
خواستگاری رفت او تا ماهها
اکثرآ روزی یکی ، گاهی دوتا
هرکجا رفتند تآثیری نداشت
یک بیک بر دختران عیبی گذاشت
وقت رفتن بر سرش” ژل ” می کشید
بر که می گشت آهی از دل می کشید
ضمن آه و ناله و داد و هوار
اینچنین می گفت با پروردگار
هیچ کس با بنده هم نسبت نشد
ای خدا این ” کیس ” هم قسمت نشد
باز رفت و باز آه از دل کشید
باز رفت و باز بر مو ژل کشید
بعد چندین ماه در برج حمل
بس که ژل زد در نهایت شد کچل
بعد چندی دختری را دید و خواست
گفت این دختر تیریپ کار ماست
گفت درمان دلم را یافتم
ریسمان وصلمان را بافتم
دخترک را رفت و از نزدیک دید
خواستگاری کرد ، اما “نه” شنید
گفت اگر حتی بود قند و عسل
من گریزان هستم از مرد کچل
ای پسر پندی بگیر از این حقیر
خواه زن بستان نخواهی زن نگیر
پند دوم را بگیر از شعر من
هرچه خواهی کن ولیکن ژل مزن

دوست پسر/دختر قبلیتان مدام زنگ می زند و می خواهد با شما صحبت کنید. شما چند ماه پیش با او به هم زده اید و می خواهید که به کل فراموشش کنید. چطور می توانید با این تلفن های ناراحت کننده و در عین حال آزار دهنده برخورد کنید؟
فقط و فقط علی اخوان می تونه بهتون یاد بده چه حرکتی انجام بدید تا از شر اینگونه افراد گیر خلاص شید.
و اما ....
چگونه یك مجری تلویزیونی شوید؟
علیرضا لبش
- جنجال به پا كنید.
شخصیت های جنجالی را به برنامه خود دعوت كنید و بلایی به سرشان بیاورید كه
عصبانی شوند و تمام اسرار حرفه ای خود را لو بدهند؛ بعد سریعاً با افرادی
كه در برنامه اسمی از آن ها برده شده تماس بگیرید و یا در صورت امكان
سریعاً آن افراد را به استودیو برنامه بیاورید و بعد فقط بنشینید و یك
برنامه داغ آموزنده و پر از نكات نغز ادبیات شفاهی و كتبی تماشا كنید. در
پایان برنامه دو حالت وجود دارد: یا برنامه شما پر مخاطب می شود و بسیاری
از ركورد های تلویزیون را می شكنید یا برنامه تان تعطیل می شود كه در هر
دو صورت شهرت در انتظار شماست. 
- در صدر اخبار باشید. هر ماه
همسرتان را طلاق دهید یا ماشینتان را عوض كنید یا توسط آدم رباها دزدیده
شوید و مورد آزار و اذیت قرار گیرید یا... خلاصه هیچگاه از حاشیه دور
نمانید. همیشه این حاشیه است كه متن را می سازد.
- حتماً در یك
فیلم سینمایی یا تلویزیونی حاضر شوید و یك نقش فرعی را بازی كنید. این كار
به شهرت شما می افزاید. فقط مواظب باشید در انتخاب نقش دقت كنید. اگر نقش
نوكر پسرخاله نقش اول را بازی كنید كه با پاهای لخت همواره به دنبال
خبرچینی است، دیگر كسی به شما اهمیتی نخواهد داد.
-از كلمات قلمه
و سلمبه كه هیچكس معنای آن را نمی داند استفاده كنید. برای این كار متون
تاریخ طبری و تاریخ بیهقی توصیه می شود. می توانید به زبان میخی یا پهلوی
هم صحبت كنید تا فقط یك عده میخ و یك عده سكه باستانی حرف های شما را
متوجه شوند، با این كار هم خودتان را با سواد و هم مخاطبان را یك عده هویج
با ضریب هوشی جلبك نشان می دهید.
- در برنامه های ادبی از دوستان
خود دعوت كنید و از آن ها بخواهید شعر های حافظ و سعدی و مولانا و خیام را
به اسم خودشان بخوانند و شما به به و چه چه كنید. چون این شاعران مرحوم
شده اند و نمی توانند شكایت كنند و ضریب هوشی مخاطبان هم در حد مقواست و
متوجه نمی شوند، خیالتان راحت باشد. اگر كسی اعتراض كرد او را به غرض ورزی
و توهین به ارزش های ادبی متهم كنید. البته حواستان باشد شعرهای خیلی
تابلو مثل «مژده ای دل كه مسیحا نفسی می آید» را نخوانید چون هر مغز معیوب
و عقب مانده ای متوجه تقلب شما خواهد شد. دور شاعران بزرگ معاصر كه در قید
حیات هستند را هم خط بكشید. استفاده از شعر شاعران جوان بلا مانع است. در
حین ضبط برنامه گوشی تلفن همراه خود را بیرون بیاورید و با شوق و ذوق یك
پیامك بخوانید و با ذوق زدگی از دوستتان بپرسید چه حسی دارد كه شعرش
اینقدر معروف شده و به شكل پیامك دست به دست می گردد و دوستتان با فروتنی
بگوید تنها لطف خدا بوده است.
- متفاوت باشید. هر چند كه در
برنامه های اولتان با سر و شكلی ظاهر شده اید كه همه فكر كرده اند شما
تازه از روستا آمده اید یا تازه وارد تلویزیون شده اید ولی از این به بعد
جوری ظاهر شوید كه همه اذعان كنند تازه از اروپا برگشته اید. یا لباس ها و
مدل موهای كاملاً مد روز را از روی ماهواره تقلید كنید ،یا از سر و وضع
سنتی با موها و ریش های انبوه و لباس های سنتی استفاده كنید.
-
برای مخاطب خود هیچ ارزشی قایل نشوید. فكر كنید برای مخاطبانی در حد معلول
ذهنی و كم هوش یا عقب مانده جسمی و حركتی و بی هوش برنامه اجرا می كنید.
هر چه از دهانتان می آید بگویید. برای اجرای برنامه هیچ نیازی به سواد و
مطالعه نیست فقط داشتن كمی رو كافی است.

سر پیری و معركه گیری!
ابوالفضل اقبالی
طبق معمول من چون
اولین مسافر بودم نشستم جلو و چند دقیقه بعد یك جوان همراه یك دختر خانم
جوان تر سوار شدند و بعد از آنها یك خانم مانتوئی كه به نظر می آمد عمری
از او گذشته باشد سوار شد.(اینكه می گویم عمری ازش گذشته به خاطر این است
كه نمی شود سن خانم ها را دقیق فهمید بعضا حتی خود خانم ها هم نمی دانند
چند ساله هستند!! دلیلش هم این است كه چون سنشان را به كسی نمی گویند لذا
اگر خودشان هم فراموش كنند دیگر معلوم نمی شود كه سنشان چقدر است!)
بگذریم.
ماشین كه راه افتاد آن دو قناری عاشق شروع كردند با هم حرف زدن و كلا
حواسشان به حرفهای همدیگر بود كه یك دفعه این خانم احتمالا مسن با لحنی
عشوه گرانه خطاب به پسر جوان گفت:
- آقا خودتو نچسبون به من برو اونورتر!
پسر جوان هم با لحنی كه انگار حواسش اصلا به این خانم نیست گفت:
- باشه چشم!
و
دوباره مشغول حرف زدن با معشوق گلعذار خود شد! جلوتر كه رفتیم باز این بار
آن خانم به طور قطع مسن! با لحنی تندتر خطاب به پسر جوان گفت:
- آقا خودتو نچسبون به من دیگه!
پسر جوان مزاحم هم كه خیلی با پیرزن فاصله داشت یك كم دیگر خودش را جمع تر كرد و گفت:
- عذر میخوام حاجیه خانم! (البته پسرك گفت حاج خانم ولی چون حاجیه خانم به لحاظ قواعد عربی صحیح تر است من می نویسم حاجیه خانم)
ولی
مثل این كه پیرزن بی خیال نمی شد و احتمالا یاد جوانی هایش افتاده بود كه
بیشتر تحویلش می گرفتند! و به طور كلی توهم او را احاطه كرده بود. لحظاتی
بعد باز به پسر جوان هوس باز! گفت:
- آقا یه كم برو اونورتر دیگه چسبیدی به من!
پسرك قصه ما كه گویا یك نمه قاطی كرده بود، گفت:
-
جاجیه خانم! این دختر خانم رو میبینی؟ نامزدمه! تازه مثل شما هم هفتاد
سالش نیست! حالا من بر مبنای كدام دلیل و توجیهی باید به شما بچسبم؟ سر
پیری معركه گرفتی؟
راننده هم كه از این ماجرا پوزخندی ملیح! بر لبانش نشسته بود به خانم مسن اندر مسن گفت:
- خانم شما بیاید جلو! آقا شما هم اگر ممكنه لطف كنید و عقب بنشینید(خطاب به من بود)
قبول
كردم و جایمان را عوض كردیم. یك كم كه جلوتر رفتیم من تصمیم گرفتم طبق
عادات حسنه خودم مقداری پسرك جوان را اذیت كنم و در خلال عشق بازی هایش
پارازیتی از خودم در كنم. لذا به پسرك هرزه گفتم:
- آقا خودتو نچسبون به من برو اونطرفتر!
پسرك
كه كمی جا خورده بود یك نگاه متعجبانه به من كرد ولی وقتی چشم تو چشم شدیم
هر دو نتوانستیم جلوی خنده خود را بگیریم و زدیم زیر خنده! راننده هم كه
این صحنه را می دید زد زیر خنده. قناری پسرك هم به تبعیت از صاحبش زد زیر
خنده.
پیرزن متوهم اما خودش را جمع كرده بود و چسبیده بود به در كه مبادا دست راننده موقع دنده عوض كردن با او تماسی پیدا كند!
طرح جدید فیلیپس: دستنبدی که میزان اضطراب را مشخص می کند

شرکت فیلیپس، ساخت دستگاهی را مطرح کرده است که می تواند میزان استرس افراد را در زمان انجام کار های مختلف تعیین کند.
این دستگاه که به مجموعه Rationalizer نام گرفته شامل یک دستبند به نام EmoBracelet و یک کاسه به نام Emobowl است. کاربر دستبند آن را به مچ دست خود می بندد. این دستبند با پردازش نبض مچ دست اطلاعاتی را به صورت بی سیم به کاسه ای که جداره آن با چراغ های کوچک LED پوشیده شده است ارسال می کند.
اگر میزان استرس و اضطراب شخص زیاد باشد، نور داخل کاسه در اثر روشن شدن چراغ هایش قرمز می شود. در این لحظه فرد متوجه می شود که بایستی قدری استراحت کند و یا لیوان آب سردی بنوشد.
طرح این محصول در حال بررسی است. اما ساخت آن از شرکتی مانند فیلیپس چندان بعید نیست.
چیپس یکی از تنقلات بسیار خوشمزه است که تقریبا همه مردم
طرفدار آن هستند و چون دارای کالری زیادی است هنگامی که گرسنه هستید، می
توانید آن را مصرف کنید، اما آیا دوست دارید بدانید چیپس سیب زمینی نخستین
بار کجا درست شد؟
شرکت A-DATA تولید کننده هارد دیسک و فلش مموری، به تازگی هارد دیسکی ضد آب و ضد ضربه با نام SH93 تولید کرده است.
این هارد اکسترنال با روکشی از رزین پوشیده شده است و توانسته استاندارد IEC 529 IPX7 (تحمل 30 دقیقه ماندن در عمق یک متری آب) و همچنین MIL-STD-810F (استاندارد تحمل ضربه در رزم که توسط ارتش آمریکا داده می شود) را بدست بیاورد.
این محصول A-DATA در حجم های 250، 320، 500 و 640 گیگابایت تولید شده و فکر می کنم نیاز بسیاری از افراد را مرتفع کند، اما هنوز اطلاعاتی در مورد قیمت و زمان عرضه آن منتشر نشده است.

شرکت Kohjinsha یک نت بوک با صفحه نمایشگر دوقلو ساخته است. این محصول در نمایشگاه CEATEC ژاپن در معرض دید بازدید کنندگان قرار گرفته است.
نمایشگر های این نت بوک 10.1 اینچی است. ویژگی های کیفی این محصول به گونه ای است که در صورت عدم نیاز به استفاده از نمایشگر دوم، به آسانی به زیر نمایشگر اصلی لغزیده و با ظرافت تمام در آنجا جای می گیرد.
سیستم عامل این محصول ویندوز 7 و پردازشگر 1.6 AMD Athlon Neo MV-40 انتخاب شده است. 4 گیگا بایت حجم حافظهRAM و 160 گیگا بایت حجم حافظه هارد دیسک برای این محصول در نظر گرفته شده است.
این نت بوک هنوز در مرحله طرح اولیه است. از ویژگی های دیگر این محصول می توان به وزن و ضخامت کمتر آن نسبت به یک نت بوک تک نمایشگری اشاره نمود. این شرکت هنوز خبری قطعی از راه اندازی خط تولید انبوه این محصول و قیمت تمام شده آن ارائه نکرده است. اما طرفداران کار دو مانیتوره حتما از ساخت چنین محصولاتی خوشحال خواهند شد.
